هم‌‌مداح‌‌بو‌د،‌هم‌‌فرمانده

هم‌‌مداح‌‌بو‌د،‌هم‌‌فرمانده
سفارش‌‌کرده‌‌بود‌روی‌‌سنگِ‌‌قبرش‌
بنویسندیازهرا...
اینقدررابطه‌اش‌‌با‌حضرتِ‌مادر‌قوی‌بود
که‌مثل‌بی‌بی‌‌شهید‌شد
خمپاره‌که‌خوردبه‌سنگرش‌
بچه‌ها‌رفتندبالاسرش
دیدندخمپاره‌خورده‌‌به‌پهلویِ‌سمت‌چپش‌.
شهیدمحمدرضاتورجی‌زاده
دیدگاه ها (۲)

مَنظَرِچِشمِ‌مَن‌بُوَدنَقشِہ‌ےِڪَربَلاےِتوسیر‌نِمے‌شَوَم‌اَز...

گـرطبـیـبِ‌دل‌بیمـٰارفقط‌شش‌گوشہ‌است،من‌مریضم‌برسـانید‌مراتـ...

[خانه‌ای کـه در آن قـرآن خوانـده شـود وخـدا را به یـاد آرنـد...

سناریوی سوکوکو

« شیطون کوچولوی من »فصل دوم (ویو آنا)دستم هام رو محکم مشت ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط