دیشب به یاد روی تو تنها گریستم

دیشب به یاد روی تو تنها گریستم
تنهای بی امید چه شبها گریستم

از چنگ غم بخلوت اندیشه های عشق
بردم پناه و بی تو در آنجا گریستم

سر می کشد چوشعله تمنای او ز دل
زین جانگذاز درد تمنا گریستم

پنهان نمی شود چکنم؟ ماجرای عشق 
در عشق او نهانی و آشکار گریستم

یکروز خنده زد دلم از گرمی امید 
عمری ز سرد مهری دنیا گریستم

روشن نشد ز بخت سیاهم چراغ عمر
امروز از سیاهی فردا گریستم

آتش زدند بر دل من ، تا که همچو شمع
یکجا بسوختم دل و یکجا گریستم

کوتاه بود عمر من و عمر گل ، دریغ 
(پروانه) سان به خنده گلها گریستم
دیدگاه ها (۴)

ای مردمان بگویید آرام جان من کوراحت‌فزای هرکس محنت‌رسان من ک...

چه شب بدی ست امشب، که ستاره سو نداردگل کاغذی‌است شب بو، که ب...

در آغوشش فشردم گفت مردمچه لذت ها که در پیش تو بردمشبی دیگر د...

عاشق شده ام حال و هوایم خوبست درد است ولی درد برایم خوبست آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط