میاکو:hello my brother

میاکو:hello my brother
کیوکو:هی هی جیمین خان
جیمین:چتوته؟چی میخواید
کیوکو موذیانه رفت سمت کشو های جیمین و عطراشو دراورد
کیوکو:اوفففف عجب عطرایی داری جیمین
میاکو رفت سمت کمد لباساش و کمدشو باز کرد:اوه اوه هودی های مشکیتو برم داوشم.....بزار ببینم چندتاشون ببرم

جیمین:چیکار میکنید تروخدا؟مثلا شما کم دارید؟
کیوکو:مال تو فرق میکنه
میاکو:برند میپوشه داوشم
جیمین:داوش مرض....نکه شما از بساطی های سر کوچه میخرید



هیچ به من ربطی نداره پارت کوتاه شد من کار ندارم برید یقه دوستمو بگیرید(misaki)که بهم نگفت از همون چیزایی که باید بهم بگه
دیدگاه ها (۳۷)

"بازی"🕶part:53🕶میساکی:چیو درست میکنی هان؟اصلا چیو میتونی درس...

پارت۴۳(یخی که عاشق خورشید شد)

وانشات جین پارت اخر♦

‏ مامور ام آی 5: پرنسس دایانا به دلیل برنامه‌ریزی برای مقابل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط