ادامه پارت 55
ادامه پارت 55
روی زمین سرد دراز کشیده بود که برای بار دوم صدای چرخش کلید باعث قفل شدن نگاه نقره ایش روی در شد
با پیچیدن رایحه ی امگا زیر بینیش دوباره داشت کنترلشو از دست میداد.. اون امگاش بود هر چقدرهم که حالش بد میبود نمیخواست بهش اسیبی بزنه چه خودش می بود چه وجهه انسانیش
اما امگاش ازش متنفر بود؛ امگاش اونو دوست نداشت
امگاش پسش میزد و این براش زجر اور بود
مگه اون چی کم داشت؟ اون خون خالص بود زیبا بود و عضله داشت ، اون میتونست تموم نیازای امگاشو برطرف کنه اگه امگاش به بودن باهاش رضایت میداد ، اما امگا
اونو نمیخواست
با باز شدن در اتاق نگاه وحشی و خستش به امگایی که داشت وارد اتاق میشد قفل شد
میدونی که اینبار دیگه نمیزارم بری؟ حتی اگه بگی دارم بهت تجاوز میکنم امگا؟
یه توضیح کوتاه در مورد چون ژانر این داستان امگاورس همه صحنه هاو موضوعاتش با بقیه داستانا متاوته پس زود قضاوت کردن نداریم
حتماً نظرتون رو در مورد تا اینجای داستان بهم بگین
روی زمین سرد دراز کشیده بود که برای بار دوم صدای چرخش کلید باعث قفل شدن نگاه نقره ایش روی در شد
با پیچیدن رایحه ی امگا زیر بینیش دوباره داشت کنترلشو از دست میداد.. اون امگاش بود هر چقدرهم که حالش بد میبود نمیخواست بهش اسیبی بزنه چه خودش می بود چه وجهه انسانیش
اما امگاش ازش متنفر بود؛ امگاش اونو دوست نداشت
امگاش پسش میزد و این براش زجر اور بود
مگه اون چی کم داشت؟ اون خون خالص بود زیبا بود و عضله داشت ، اون میتونست تموم نیازای امگاشو برطرف کنه اگه امگاش به بودن باهاش رضایت میداد ، اما امگا
اونو نمیخواست
با باز شدن در اتاق نگاه وحشی و خستش به امگایی که داشت وارد اتاق میشد قفل شد
میدونی که اینبار دیگه نمیزارم بری؟ حتی اگه بگی دارم بهت تجاوز میکنم امگا؟
یه توضیح کوتاه در مورد چون ژانر این داستان امگاورس همه صحنه هاو موضوعاتش با بقیه داستانا متاوته پس زود قضاوت کردن نداریم
حتماً نظرتون رو در مورد تا اینجای داستان بهم بگین
- ۹۴۱
- ۱۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط