ب ات من میرم بیرون

ب ات: من میرم بیرون
+باشه
-چرا یهو افتادی روی زمین
+نمیدونم یهو سرم گیج اومد بعد قلبم تیر کشید و چشمام سیاهی رفت که دیکه هیچی یادم نمیاد
ولی انگار رفتم داخل یه رویا
-چه رویایی
+داخل یه جنگل سرسبز بودم یه لباس سفید خیلی خوشگل تنم بود و به یه چشمه رسیدم اونجا مامانم ایستاده بود باهاش حرف زدم گفت برو انتقام منو بگیر کسی که کشته بودش چان چویی بود
-بهتره به خودت فشار نیاری خوشحال باش فردا عروسیمون
+آره(با لبخند)

ویو بابای ات
رفتم بیرون مه دکتر گفت برم داخل دفترش گفت که ات 10 سال افسردگی داشته واقعا باورم نمیشه من چقدر خودخاه بودم که بک بارم پیشش نبودم و همش مشغول کارم بودم

ادامه دارد🍒✨
دیدگاه ها (۹)

بله قدرت ما دخترا😎🔪🩸

ماینکرافت هم 😂

میکنه ولی اون بالا حداق راحت ترم(با گریه بی صدا که فقط اشک م...

ویو اتآجوما داشت از ترس میلرزید که رفتم داخل اتاقم و درو بست...

p2. ...

پارت14فصل1ات اهمیت نداد و چون گشنش بود رفت پایین ودر یخچال ر...

سه پارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط