در رزمگاه عشق نه فرق پسر شکست

در رزمگاه عشق نه فرق پسر شکست
گویی درست، شیشه عمر پدر شکست
پشتی که جز مقابل یکتا دو تا نشد
پشت حسین بود و ز داغ پسر شکست
دیدگاه ها (۱)

ز دستم می روی اما صدایم در نمی آیددلم می سوزد و کاری ز دستم ...

یادم زوفای اشجع الناس اید وز چشم ترم سوده ی الماس ایداید به ...

حسین فریاد می زند: "هل من ناصر ینصرنی؟" و من درحالی که نمازم...

روضه خوانها زیادی شلوغش می کنندحرمله آنقدرها هم که می گویند ...

🔴خدا، شاه، میهن🔹شعار اصلی رژیم بر کوهها، سر در پادگانها و اد...

پدر و دکتر فرهاد.....حتما بخوان داستان را

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط