دوستم میگفت خوش بحالت گفتم چرا گفت
دوستم میگفت خوش بحالت گفتم چرا گفت:
چند روز پیش دوقلوها و دختر بزرگه رو زنم گذاشت برامن
خودش رفت آرایشگاه از لحظه اے که رفت هر سه تاشون
شروع کردن به گریه و جیغ کشیدن هر کارے کردم تا ساکت
بشن نشد که نشد آخر سر دل بدلشون دادم منم گریه کردم
یعنے اگر باروت پرتاب موشک دم دستم بود خودم پرتاب
میکردم یک سیاره دیگه خخخخخخخخ
♥♡♧♤♢✍♢♤♧♡♥
چند روز پیش دوقلوها و دختر بزرگه رو زنم گذاشت برامن
خودش رفت آرایشگاه از لحظه اے که رفت هر سه تاشون
شروع کردن به گریه و جیغ کشیدن هر کارے کردم تا ساکت
بشن نشد که نشد آخر سر دل بدلشون دادم منم گریه کردم
یعنے اگر باروت پرتاب موشک دم دستم بود خودم پرتاب
میکردم یک سیاره دیگه خخخخخخخخ
♥♡♧♤♢✍♢♤♧♡♥
- ۲۲۲
- ۲۷ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط