راستش را بخواهی

راستش را بخواهی

فاجعه ی رفتن "او" چیزی را تکان نداد ...

من هنوز چای می خورم ... قدم می زنم ....

.... هستم!

اما ... تلخ تر .... تنهاتر .... بی اعتمادتر ....
دیدگاه ها (۲)

سلام بچه ها خوبین من النا هستم من قبلاً به شما گفت قهوه میخر...

می نویسمـ دوستتــ دارمـبخوان دلمـ برایتــ تنگــ شدهمی نویسم ...

عصر كه مى شود، دلتنگى \مهمان ناخوانده ى قلبم مى شود؛\و تکيه ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش سوم_مشتی به شانه اش می‌زنم"اگه یکم دیگه مع...

موسیقی

آهسته زندگی کن...بگذار طعم یک فنجان چای، همه‌ی حواست را پر ک...

در سرهای بچه داری پارت ۸

اگه دوست پسرمون باشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط