مطرب بخوان با نی بگو، زآن غمزه جادوی مست

مطرب بخوان با نی بگو، زآن غمزه جادوی مست
تا درکشد چون می‌بدست ، آن طره طرار را
دیدگاه ها (۰)

دیدار تو ممکن‌ست و وصل تو محالانصاف که این‌ست محالی ممکن ......

تا جان بودم بر جا می سوزم و می سازم تا دل بودم بر جان از یار...

در دل من جز تو کسی نیست به راهم محرم جز تو با من نفسی نیست ب...

با همه شوق تو من راه به پایان بردم با تو در گفتم و‌گر درد به...

ساقی به نورِ باده برافروز جامِ مامطرب بگو که کارِ جهان شُد ب...

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شماافتاده در غرقابه‌ای تا ...

همه می پرسندچیست در زمزمه مبهم آبچست در همهمه دلکش برگچیست د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط