گاهی دلم نمی خواست تو را ببینم ، اما تو درکنارم بودی و نف
گاهی دلم نمی خواست تو را ببینم ، اما تو درکنارم بودی و نفسهایت یخ روزهایم را آب میکرد..
گاهی دلم نمی خواست تو را بخوانم
اما تو مثل یک ترانه زیبا بر لبم زندگی می کردی..
من در کنار تو بودم بی آنکه شور و نوایی داشته باشم..
بی آنکه بدانم تو از خورشید گرم تری،
بی آنکه بدانم تو از همه شعرهایی که من از بر کرده ام شنیدنی تری...
من در کنار تو بودم اما دریغا نمیدانستم کجا هستم...
نمی دانستم از آسمان و زمین چه میخواهم.....
#دخترونه #پسرونه # عشق
گاهی دلم نمی خواست تو را بخوانم
اما تو مثل یک ترانه زیبا بر لبم زندگی می کردی..
من در کنار تو بودم بی آنکه شور و نوایی داشته باشم..
بی آنکه بدانم تو از خورشید گرم تری،
بی آنکه بدانم تو از همه شعرهایی که من از بر کرده ام شنیدنی تری...
من در کنار تو بودم اما دریغا نمیدانستم کجا هستم...
نمی دانستم از آسمان و زمین چه میخواهم.....
#دخترونه #پسرونه # عشق
- ۸۱۷
- ۱۶ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط