امروز داشتم کاکتوسمو قلمه میزدموقتی وسایلو برداشتم تا شر

امروز داشتم کاکتوسمو قلمه میزدم🌵وقتی وسایلو برداشتم تا شروع کنم حالم خیلی خوب بود خوبِ خوب🙂✨کاکتوسو از کنار کاکتوس مادر کندم ، خاکو ریختم تو گلدون یکمم آب ریختم💧اومدم کاکتوسو بزارم تو گلدون خاک که یه تیغ رف تو دستم🦔یهو یاد طُ افتادم نمیدونم چرا😕نه کاکتوسه شبیهت بود نه تیغش ولی ذهنم اون طرفی رف😿کاکتوسو گذاشتم و خاکو ریختم توش🪴رفتم سراغ کاکتوس مادر تا اونم صافش کنم داخل خاک ؛ کاکتوس تو دستم بود🤲🏻که تکیه دادم به دیوار و شروع به صحبت با کاکتوسه کردم🗣️:
نمیدونم الان دوس داشتی پیش من باشی یا یکی دیگه؟!برا تو فرقی نداره ولی برا من خیلی فرق داشت🥲دلم میخاست وقتی داشت میرف تو رو بهش هدیه میدادم شاید بهترین هدیه ای که دوس داش گل و گیاه بود:)❤‍🩹ولی انقد بی خبر و یهویی رف که تا به خودم اومدم دیدم دارم با چشای تر موزیک مهرادو زمزمه میکنم🎶با صدای بسته شدن در به خودم اومدم ادامه کارمو انجام دادم🌵وقتی چوبای کنار کاکتوس رو برمیداشتم خم میشد اما کنارش که بودن بش تکیه میکرد و صاف می ایستاد💆🏻‍♀️اونم احتیاج به یچی داش تا تکیه گاهش باشه درست عین من که به طُ احتیاج داشتم به کسی که بش تکیه کنم و همه حرفامو بش بزنم🚶🏻‍♀️شاید متوجه شده بودی شایدم نشدی بودی به هرحال این حس منه و تا زمانی که برنگردی به کس دیگه ای دل نمیبندم....🙂💔
به قول یاسینی:
هیچکی نمی فهمه منو مثل یه رازم
این من بی تو رو ببین شکل جنازم🫂
پ.ن:حیح خیلی وقته ننوشتم، نوشتن یادم رفته:)🍂
دیدگاه ها (۴)

گوشیمو روشن کردم که اعلان تقویم ارسال شد: ۲۲مـہ روز جهانـے م...

اِهِم اِهِم بالاخره پست گذاشتم😁🖤البته اگه پاکیده نشه:>

🙂🖤

🔴کپشن خیلی مهمه

P3💫{طابع قوانین ویسگون}&خیلی خوبی بابا -زبون نریز فسقلی &چشم...

مگه گناه من چیه؟🖤🥀+خوب رسیدیم(داشت کمربندشو باز میکرد و دستش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط