پـارت ②
پـارت ②
-واییییی خدا از دست تو چیکار کنیم هیچیت به آدم نبرده آخه فرار کنیم که چی بشه؟اصلا چطوری؟
مارال:خب فرار میکنیم خانواده هامونم از ترسشون قبول میکنن.
آریانا:براوووووووو چقدر تو باهوشی مارال یکم درست فکر کن لطفا.
-همینه همینــه فهمیدم مطمعنم میگیره.
سلین:چــی بگو ببینم؟
-بـاشــه بــیــایــن تا بــگــم.
سلین:به نظرتون این میگیره آخه خیلی دقت میخواد تازه سختم هست .
آریانا:راست میگه میدونی چه قدر سخته که جوری وانمود کنی که کسی
نفهمه.
مارال:ولی این آخرین شانسمونه
-بچه ها شما درست میگین اما یادتون باشه برای رسیدن به آرزو هیچ چیز سخت نیست
آریانا:ببین آخه تو فکرشو کن ما خودمون و شبیه پسر دربیاریم با کلی گریم و لباس البته جوری که فقط خودمون چهار تا هم بدونیم .
خانواده هامونم که خنگ..
سلین:خب میتونیم بگیم واسه دانشگاه میخوایم بریم خارج چطوره؟
-فکر خوبیه بعدشم ما وقتی کلا گیس پسرونه بزاریم و گریم کنیم مطمعنن هیچ کس نمیفهمه ما دختریم یا خانوادمونم نمیفهمن ماییم
مارال:صداهامون چی؟
-خب صدای ما آنچنان که دخترونه نیست ...بعدشم صدا فرقی نداره که.
پسر هم داریم که صداش دخترونه باشه.
سلین:من که امیدی ندارم ولی بازم ضرر نداره.
مارال:یعنی ما باید دانشگاهم بریم؟
-آره دیگه در کنار موسیقی دانشگاهم هست.
آریانا:خب پس ما بریم دیگه باید بریم به مامان و بابامون بگیم که میخوایم واسه دانشگاه بریم خارج
-برین تا دیر نشده بدویین.
مارال:قشنگ معلومه داری بیرونمون میکنیا
بعدش مثل دختر لوسا گفتم -وا عـشـقم این چه حرفیه.
مارال:خوب بلدیا دلبــری کنی.
-آره دلبریم واسه خودم مگه شک داری.
سلین:بیاین بریم انقدر کلکل نکنید .خب با بای عشقم.
آریانا:میبینمت.
مارال:بای دلبـر..
-خداحافظ.خل و چلا
مارال اومد یک توسریم بزنه که در و بستم.
وای خدا یعنی نقشمون میگیره.
پارت ویژه در کامنت ها.لایک و کامنت یادتون نره.
-واییییی خدا از دست تو چیکار کنیم هیچیت به آدم نبرده آخه فرار کنیم که چی بشه؟اصلا چطوری؟
مارال:خب فرار میکنیم خانواده هامونم از ترسشون قبول میکنن.
آریانا:براوووووووو چقدر تو باهوشی مارال یکم درست فکر کن لطفا.
-همینه همینــه فهمیدم مطمعنم میگیره.
سلین:چــی بگو ببینم؟
-بـاشــه بــیــایــن تا بــگــم.
سلین:به نظرتون این میگیره آخه خیلی دقت میخواد تازه سختم هست .
آریانا:راست میگه میدونی چه قدر سخته که جوری وانمود کنی که کسی
نفهمه.
مارال:ولی این آخرین شانسمونه
-بچه ها شما درست میگین اما یادتون باشه برای رسیدن به آرزو هیچ چیز سخت نیست
آریانا:ببین آخه تو فکرشو کن ما خودمون و شبیه پسر دربیاریم با کلی گریم و لباس البته جوری که فقط خودمون چهار تا هم بدونیم .
خانواده هامونم که خنگ..
سلین:خب میتونیم بگیم واسه دانشگاه میخوایم بریم خارج چطوره؟
-فکر خوبیه بعدشم ما وقتی کلا گیس پسرونه بزاریم و گریم کنیم مطمعنن هیچ کس نمیفهمه ما دختریم یا خانوادمونم نمیفهمن ماییم
مارال:صداهامون چی؟
-خب صدای ما آنچنان که دخترونه نیست ...بعدشم صدا فرقی نداره که.
پسر هم داریم که صداش دخترونه باشه.
سلین:من که امیدی ندارم ولی بازم ضرر نداره.
مارال:یعنی ما باید دانشگاهم بریم؟
-آره دیگه در کنار موسیقی دانشگاهم هست.
آریانا:خب پس ما بریم دیگه باید بریم به مامان و بابامون بگیم که میخوایم واسه دانشگاه بریم خارج
-برین تا دیر نشده بدویین.
مارال:قشنگ معلومه داری بیرونمون میکنیا
بعدش مثل دختر لوسا گفتم -وا عـشـقم این چه حرفیه.
مارال:خوب بلدیا دلبــری کنی.
-آره دلبریم واسه خودم مگه شک داری.
سلین:بیاین بریم انقدر کلکل نکنید .خب با بای عشقم.
آریانا:میبینمت.
مارال:بای دلبـر..
-خداحافظ.خل و چلا
مارال اومد یک توسریم بزنه که در و بستم.
وای خدا یعنی نقشمون میگیره.
پارت ویژه در کامنت ها.لایک و کامنت یادتون نره.
- ۴.۰k
- ۰۵ فروردین ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط