اگر عاشق کسی دیگر شوم

اگر عاشق کسی دیگر شوم
دیگر همانند گذشته دلتنگ ات نمی شوم
حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمی کنم
در تمام جملاتی که نام تو در آنها جاری ست ، چشمانم پُر نمی شود
تقویم روزهای نیامدنت را هم دور انداخته ام
کمی خسته ام ، کمی شکسته
کمی هم نبودنت مرا تیره کرده است
اینکه چطور دوباره خوب خواهم شد را هنوز یاد نگرفته ام
تنها “خوبم” هایی روی زبانم چسبانده ام
مضطربم
فراموش کردن تو علیرغم اینکه میلیونها بار به حافظه ام سر می زنم
و نمی توانم چهره ات را به خاطر بیاورم من را می ترساند
دیگر آمدنت را انتظار نمی کشم
حتی دیگر از خواسته ام برای آمدنت گذشته ام
اینکه از حال و روزت باخبر باشم ، دیگر برایم مهم نیست
بعضی وقتها به یادت می افتم
با خود می گویم : به من چه ؟
درد من برای من کافی ست

آیا به نبودنت عادت کرده ام ؟
از خیال بودنت گذشته ام ؟
مضطربم
یا اگر عاشق کسی دیگر شوم ؟
باور کن آن روز تا عمر دارم تو را نخواهم بخشید!!!!!!!
دیدگاه ها (۳)

در کوچه های تنگ و تاریک بوی شهوت مردانمو را بر تن ما سیخ میک...

ﻧﮕﻮ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡﺍﻧﺴﺎﻥﺍﯾﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﺩﻭﺍﮊﻩﺍﺯ ﭘﻮﺳﺘﺶ ﺭﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ...

مرد اگر بودمنبودنت را غروب های زمستاندر قهوه خانه ی دوریسیگا...

برای کشتن یک زننیازی نیستفریاد بزنی , ترکش کنی , رویاهایش را...

PT/4      ات مهربون: مامان و بابا کار دارن باید برن تو با دا...

سلام ema عزیز گاهی پیش می آید که دلت یک اتفاق خوب می خواهد.ا...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ² ات : هیچی ممنون و من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط