Part 4

Part 4

بعده چند مین رسیدن عمارت همه جلوی در صف کشیده بودن و وقتی جونگ کوک از ماشین پیاده شد همه سر هم کردن و تعضیم کردن
همه با هم گفتن : خوش اومدین ارباب
+ ممنون. بعد با سردی رفت داخل عمارت  و رفت توی پذیرایی نشسته روی مبل
+ اون سه تا جن°د°ه رو بیارید پیشم
﷼ چشم
بعد اون سه نفر رو آوردن
هانا لیا یونا
+ شما سه تا با چند نفر تو رابطه بودید
(علامت لیا # علامت  هانا @ علامت یونا ¥)

#  ما تاحالا رابطه ای نداشتیم
+ ( داد زد گفت ) دروغ نگو 😡
یهو کل عمارت ساکت شد
+ دوربین های مداربسته اینو نمیگن جن°د°ه خانم
این سه نفر رو اخراج کنید انگار اومدن جنده خونه اینجا عمارت منه اینو تو اون مغز پوکتون بزارید
﷼ ارباب مهمونتون خانم کیم ات اومدن
+ باش بیاریدش دفترم منم میرم یه دوش میگیرم بر میگردم
﷼ چشم
بعد جونگ کوک رفت اون بادیگارد اومد دنبال جلو دروازه عمارت و در ماشین رو برای ات باز کرد ....
دیدگاه ها (۰)

Part 5بادیگارد درو برای ات باز کرد بعد که ات پیاده شد ﷼ سلام...

Part 6 ات خوشکش زده بود بعد تهیونگ یهو بشکن زد ات برگشت سر ...

part3چند روز همین طور گذشت و جونگ کوک بیشتر با ات آشنا شد ...

part2 یهو آقای کیم اومد داخل گفت & آقای جئون چرا اینجا رو ...

part53 عشق پنهاننویسنده: جونگ کوک به زور دستش رو بلند کرد سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط