دلم میخواست

دلم میخواست
هرچه جدایی در این دنیاست
می کشاندم ب پایِ چوبه ی دار
و دستور قتلِ عام غمها را
میدادم ب آدمـها !
دلم میخواست
ب دختران دمِ بخت ،
اسبِ سفیدی میدادم
تا دیگر منتظر شاهزاده نمانند !
شـایـد شاهــزاده ،
بـا پـای پـیـاده
یک جایی در قـصـه ،
منتظرِ دختری با اسب سفید باشد !
دلم میخواست
ب خوابِ کودکان فقیر ،
بادبادک و فرفره و باد هدیه میدادم !
دلم میخواست در این دنیا ،
که مثلِ شب سیاه است ،
بجای دلها ، ستاره می کاشتم
و از سیـاهـی دنیـا ،
ب خوابِ خوبِ خدا پرواز میکردم ...
دیدگاه ها (۱)

دلم تنگ است...برای دستانِ پینه بستهو صورتِ چروکیده اتکه از خ...

بی هوا بدست آمده بودی ،بیخود از دست رفتی !!!نفهمیدم آمدنت را...

برایم کمی چاشنی بیاورید ...هفت ادویه ،آویشن،پونه ی کوهی !!!ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط