کلودیهی کلودیتورو به خاطر اینکارت نمیبخشممن خودمو

کلودی:هی کلودی...تورو به خاطر اینکارت نمیبخشم...من خودمو بخاطر اینکارم اصلا نمیبخشم
اشکاشو پاک کرد و بلند شد سوار ماشین شد....با همون سرعت زیادش....رفت باشگاه جونگکوک
وقتی رسید پیاده شد و واردش شد و با صدای بلند گفتی

کلودی:همتون بیرون...کسی اینجا نمونه....چشمم به کسی اوفتاد خودشو مرده فرض کنه
در کسری از ثانیه همه از باشگاه خارج شدن جز جونگکوک...که قبل ازینکه کلودی بیاد داشت بوکس کار می‌کرد

جونگکوک:چته؟چرا اینطوری اومدی؟
کلودی:بیا بوکس مسابقه بدیم
جونگکوک:جانم؟
کلودی:چیه چته؟میترسی ببازی؟
جونگکوک:هی هی اروم باش نمی‌فهمم چته ولی باشه بیا مسابقه بدیم
دیدگاه ها (۶۳)

"بازی"🕶part:20🕶رفتن زمین بوکس...و قبل از هر آمادگی ای کلودی ...

کلودی:زر نزنجیمین:بی ادبی نداشتیمکلودی:ادب حالیت میشه اصلا؟ج...

"بازی"🕶part:19🕶کلودی:می...میاکو؟تو الان بخاطر من گریه ات گرف...

جیمین:آه دختره ی کثافت...تو بودی منو زدیکلودی:آه لعنتی خودتم...

^وقتی بهت خیانت کرد^*درخواستی*p:4سوزش روی گونم حس کردم نه نه...

راهی برای نجات....پارت سیزدهم_______________________سر میز ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط