دفترچه خاطراتت را که مرور میکنم،رنگ و بوی تو تماااااااااا

دفترچه خاطراتت را که مرور میکنم،رنگ و بوی تو تماااااااااام فضای اتاقم را پر میکند...
آن را که ورق میزنم،انگار سنگر به سنگر به دنبال تو می دوم....
کاش همسنگر تو بودم سید...
بودم و راز و نیاز های شبانه ات را به تماشا می نشستم و در زلال اشک های جاری ات دستی بر این دل غبار گرفته می کشیدم....
دیدگاه ها (۲)

اینک منم...در راه مانده ای که امیدی به رسیدن ندارد...پر و با...

امروز مزار مطهر شهید سید علی نبوی

یک روز بارانی و گلهای من...#من_و_عکسام

آژی؟چلا دالی عکش می گیلی؟

پارت 2 که یهو.. جیمین یه جای خلوت کوبوندم دیوار (چیه فکر کرد...

پارت ۴ساعت ۱۱ شب بود که صدای درِ اصلی عمارت، مثل یک تپشِ سنگ...

درخواستی از جیهوپ pاخرویو ۲ روز بعدجیهوپ: خیلی ناراحت بودم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط