Fate is predetermined

part: 61


اون سه روز عذاب آور به هر دردی بود بالاخره تموم شد و الیزا و جونگکوک به سمت اپارتمان کوک میرفتن


از قبل بادیگارد ها وسایل الیزا رو برده بودن و خدمتکار ها مرتبشون کرده بودن

وارد پارکینگ اپارتمان شدن
توی پارکینگ پر بود از ماشین های لوکس و اخرین مدل دنیا
مشخص بود همسایه های سطح بالایی دارن


رمز در رو وارد کرد و وارد اپارتمان شدن

با اینکه خونه اپارتمانی بود ولی خیلی بزرگ و دوبلکس بود
(نتونستم از پینترست فیلم دانلود کنم ولی لینک خونه عه اینه بزنید رو لینک ببینید چه شکلیه
https://pin.it/5azTe99S0 )


جونگکوک جلو تر شروع کرد به راه رفتن و الیزا رو به سمت اتاقش برد
اتاق جونگکوک و الیزا کنار هم بود

:حموم توی اتاقه؟
-:خیر، اخر راهرو

الیزا چشم غره ای به جونگکوک رفت و رفت داخل اتاقش
لباس برداشت و رفت به سمت حموم







-:باشه آجوما......نه از بیرون سفارش میدم....اره...باشه خدافظ
:چی شده؟
-:اجوما خدمتکار پاره وقته... زنگ زد گفت نمیتونه بیاد برای شام
:اها......من درست کنم؟
-:میتونی؟
:اره

جونگکوک یه نگاهی به سر تا پای الیزا انداخت و با شَک تایید کرد "همچی تو اشپزخونه هست"

:اوکی
دیدگاه ها (۷)

Fate is predetermined

Fate is predetermined

Fate is predetermined

Fate is predetermined.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط