دو پارتی:وقتی فیلم ترسناک دیده بودی و...pt²(end)
دو پارتی:وقتی فیلم ترسناک دیده بودی و...pt²(end)
ادامه:
نامجون سریع گفت:"من شوخی کردم عزیزم..این اشکالی نداره که بترسی!..ولی دیگه لازم نیست باشه؟! اون فقط یه فیلم مسخره و چرت بود..ارزش نداره که بخوای بترسی!
ولش کن باشه؟؟"
دختر رو تو بغلش گرفت:"از این به بعد اینجور فیلمارو فقط با من میبینی..دلم نمیخواد دوباره اینجوری بترسی!"
میلی انگار سبک شده بود..کلا فیلم رو فراموش کرد و خودشو تو بغل نامجون رها کرد..دیگه نمیترسید از چیزایی که واقعیت ندارن
به جاش احساس امینت ابدی میکرد..امنیت و آرامشی که فقط پیش نامجون پیدا میشد..نامجون سرشو نوازش کرد:"فراموش کن اون فیلم مزخرفو..بیا بریم یه چیزی بخوریم..نظرت چیه؟"
لبخندی زد که چال گونشو نمایان کرد..میلی با خنده گفت:"بریم مونی...مرسی که کنارمی!"
نامجون لبخند زد و گفت:"دوستت دارم خانم کوچولو ی ترسوی من!"
و بعد هر دو خندیدن
The end
دوسش داشتید؟ فکر نمیکنم خیلی خوب شده باشه
امیدوارم دوستش داشته باشید
ادامه:
نامجون سریع گفت:"من شوخی کردم عزیزم..این اشکالی نداره که بترسی!..ولی دیگه لازم نیست باشه؟! اون فقط یه فیلم مسخره و چرت بود..ارزش نداره که بخوای بترسی!
ولش کن باشه؟؟"
دختر رو تو بغلش گرفت:"از این به بعد اینجور فیلمارو فقط با من میبینی..دلم نمیخواد دوباره اینجوری بترسی!"
میلی انگار سبک شده بود..کلا فیلم رو فراموش کرد و خودشو تو بغل نامجون رها کرد..دیگه نمیترسید از چیزایی که واقعیت ندارن
به جاش احساس امینت ابدی میکرد..امنیت و آرامشی که فقط پیش نامجون پیدا میشد..نامجون سرشو نوازش کرد:"فراموش کن اون فیلم مزخرفو..بیا بریم یه چیزی بخوریم..نظرت چیه؟"
لبخندی زد که چال گونشو نمایان کرد..میلی با خنده گفت:"بریم مونی...مرسی که کنارمی!"
نامجون لبخند زد و گفت:"دوستت دارم خانم کوچولو ی ترسوی من!"
و بعد هر دو خندیدن
The end
دوسش داشتید؟ فکر نمیکنم خیلی خوب شده باشه
امیدوارم دوستش داشته باشید
- ۱۲.۵k
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط