تو کوچه های خلوت، دوباره پا می ذارم،

تو کوچه های خلوت، دوباره پا می ذارم،
تمومِ خاطراتُ می خوام یادم بیارم!

شونه به شونه رفتیم، با اون لب های خندون،
من و تو عاشق شدیم تو مهمونیِ بارون!

دلم می خواد همیشه، همش بارون بباره،
اما تو دیگه نیستی، بارون چه فایده داره!؟
دیدگاه ها (۲)

تنگ غروب راه افتادم دنبالِ رد پای تو! همه جا را گشتم، از تو ...

از گل شنیدم بوی اومستانه رفتم سوی اوتا چون غبارکوی او ...

با پا برهنگان دوستی کن، چون کفشی ندارند که در آن ریگی باشد! ...

سودای سبزینه گی در برهوت ناممکن !

‏🦊[۱۷:۵۰ ~ ۱۷:۵6 به وقت کره]بنگ های ㅎㅎㅎچیکار می‌کنی؟ ㅎㅎㅎمن ا...

پارت ۳۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط