یه وقتهایی حقیقت رو میدونی، اما دلت نمیخواد باورش کنی.
یه وقتهایی حقیقت رو میدونی، اما دلت نمیخواد باورش کنی.
تا وقتی که یه روز، یه رفتار، یه اتفاق یا حتی یه مکالمه باعث میشه بالاخره چیزی رو ببینی که مدتها از دیدنش فرار میکردی.
اون لحظه دردناکه؛ چون فقط با حقیقت روبهرو نمیشی، با تمام چیزهایی که توی ذهنت ساخته بودی هم خداحافظی میکنی.
اما شاید پذیرفتن همین حقیقت، شروعِ رها شدنه؛
اینکه دیگه دلتنگی رو با دلیلِ برگشتن اشتباه نگیری.
تا وقتی که یه روز، یه رفتار، یه اتفاق یا حتی یه مکالمه باعث میشه بالاخره چیزی رو ببینی که مدتها از دیدنش فرار میکردی.
اون لحظه دردناکه؛ چون فقط با حقیقت روبهرو نمیشی، با تمام چیزهایی که توی ذهنت ساخته بودی هم خداحافظی میکنی.
اما شاید پذیرفتن همین حقیقت، شروعِ رها شدنه؛
اینکه دیگه دلتنگی رو با دلیلِ برگشتن اشتباه نگیری.
- ۹۶۸
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط