من آدم احساسی نیستم؛ وقتی خانه ی والدینم راترک کردم گریه

من آدم احساسی نیستم؛ وقتی خانه ی والدینم راترک کردم گریه نکردم؛وقتی گربه ام مرد گریه نکردم؛وقتی درناسا کارپیداکردم گریه نکردم و حتی وقتی روی ماه پاگذاشتم گریه نکردم!!
اماوقتی ازروی ماه به زمین نگاه کردم بغضم گرفت با تردید باپرچمی که بنابود روی ماه نصب کنم بازی می کردم ازآن فاصله رنگ ونژاد و ملیتی نبود ما بودیم و یک خانه ی گرد آبی؛ باخودم گفتم انسانها برای چه میجنگند؟!
انگشت شصتم رابه سمت زمین گرفتم وکره زمین با آن عظمت پشت انگشت شصتم پنهان شد و من باتمام وجود اشک ریختم

نیل-آرمسترانگ (فضانورد)



#J_kurd

#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۷)

کجای جهان دیده شده!یک زن!بدون حقوق!حتی یک دلار...به جنگ وحشی...

دختر کوردی که آنقدر جنگید تا به قلب منبج رسید و پیشانی یک پی...

مناطق گردشگری کوردستان_مهاباد مهابادمهاباد در گذشته، آتادی ک...

مناطق گردشگری کوردستان_مهاباد غار سهولان دومین غار آبی بزرگ ...

پارت ۲ویو ا.ت بدون در زدن وارد اتاق شدم که با نامجون مواجه ش...

ادامه پارت قبلنداشتم. نگران بودم. نکنه چیز بدی پیش بیاد؟ بیش...

چند پارتی:وقتی بخاطر بیماری قلبی بچه نمیخواستی... *دو ماه بع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط