با دخترعموم رفتم بیرون! یه سگ

با دخترعموم رفتم بیرون! یه سگ
دیده گفت کیشش کن بره میترسم .
یه سنگ زدم تو سرش پاشد دونبالمون!
پریدم بالای درخت به دخترعموم گفتم
چرا نمیای بالا الان تیکه پارت میکنه؟؟!
میگه : مگه من زدم؟؟؟


سگه از خنده دندوناش ریخت
دیدگاه ها (۶)

قبلاً خانمها می گفتند دکتر محرم آدمه. بعد گفتن روحانی مسجد ...

✘درد یــَـــــعــــــنـــے✘ ✍ عـــــاشـــــقانه هـــــایـــ...

^...^

لا لایق عشق ناب باشیم چون کم پیداست

« مسابقه دهنده » ²وقتی وارد آشپزخانه شدم یه سگ خیلی بزرگ و ت...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۱(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان: ۴:۳۹)**م...

رومان عشق مافیا پارت 33از زبان ا/تگفت : تو الان بری نمیتونی ...

ارباب خشن من ۱۹

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 144♡⁠。⁠)⁩بي توج...

پارت ۴

رومان عشق مافیا پارت 21از زبان ا/تواییی خیلی درد میکرد مجبور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط