صدای تختــه و میــخ

صدای تختــه و میــخ
از بیــت علی بـه گوش می رسد
و بزدلان که بعد از کشتـن محسن ،
شیــر شده انـد
از کوچـه با نعــره هایشان
به علی زخـم زبان می زننـد !
چه شده نجــار شده ای ؟
نکنـد کشتـی می سازی ؟
دیروز میگفتـی جانشیــن محمــدم
شاید امروز یــک پا نــوح شده ای !
و صدای قهقهه ی شیـطان را می شنوی
از حلقوم نحسشان . .
با آستیــن، عرق سرد پیشانـی اش
را پاک می کنــد . .
و از پشت پنجـره فاطمه، پـرده را کنار می زند
و در بستر با لبخنــدی ،
تمام زخم ها را مرهم می نهـد . .
دوباره مشغول می شود ابوالحسن
فرصـت نیست !
صدای چکش بلنــد می شود
یاد آن روز می افتـد که درب خانه اش را
با لگــد می زدنـد . .
ناخوداگاه نوک میــخ ها را کج می کنـد علی...
تا بدن فاطمه اش آسیب نبینــد در تابـوت !
دیدگاه ها (۳)

‌‌على بن مهزيار اهوازى، نوزده سفر را به شوق روى تو، عزم حج ك...

از همه سادات معذرت میخوام بابت سوز شعر اشک از دیدهء خونبار ب...

اسامی مهاجمان به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها 1- خلیفه اول...

دشمن از ما منتظر تر است .الانتظار العدو اشد منا ..آنها منتظر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط