Part3

Part3
ا/ت ویو
این چی بود دیگه پنجره چرا چفت شد خیلی می ترسم صاحب این خونه می گفت که این خونه یا بهتر بگم عمارت اصلا ترسناک نیست و همینطور هم خطرناک
پس چرا اینطوری رفتم کنار پنجره
ا/ت : بچها کمک من گیر کردم یکی کمک کنه
جسی: ا/ت ما نجاتت می دیم
سلنا : ا/ت مقاومت کن دختر
هیونجین ویو
باید منو فیلیکس یه کاری می کردیم وگرنه کای اصلا بس نمی کرد
فیلیکس: هی کای پسر ا/ت حالش خوبه مطمعنم
کای :ممکنه آسیب ببینه چطور انقدر مطمعنی اون خونه جن زدست مثل اینکه فقط هم با ا/ت کار دارن

ا/ت ویو
داشتم سعی می کردم در رو وا کنم که
یه صدای خیلی بمی شنیدم
؟: نمی تونی فرار کنی کوچولو ( ته )
ا/ت : تو کی هستی
؟: بهتره بپرسی ما کی هستیم
ا/ت : شما ها. کی هستید از جون من چی می خوابید. (با داد )
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

سناریو بونتن پارت۸

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

سناریو سو پارت اخر

سناریو مایکی پارت ۲

سناریو باجی پارت اخر

پارت ۲ (سرنوشت) ویو ا/ت:خیلی داشت تند میرفت ریده بودم به خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط