𝕋𝕨𝕖𝕟𝕥𝕪 𝕡𝕒𝕣𝕥✨️🌻
𝕋𝕨𝕖𝕟𝕥𝕪 𝕡𝕒𝕣𝕥✨️🌻
𝕁𝕚𝕟𝕖 𝕙𝕠𝕡𝕖𝕣⭐️
از زبان ویل🍯
واقعا داستین خوابش میومد و خمیازه میکشید
داستین:میشههههههههههههه بخوابیممم(خسته)
ویل:همه بخوابین من بیدار میمونم
ال:چرا؟
ویل:باید مواظب هالی بمونم
مایک:لازم نکرده
ویل:برو بخواب تو پیشش بمونی تا ابد میخوابی
ال:عزیزم لطفا
مایک:باشه
من منار هالی روی مبل نشستم و بقیه به اتاق هایشان رفتند هالی به آشپزخانه رفت و کنارم نشست
هالی:میخوری؟؟(لبخند)
ویل:به سنت نمیخوره
هالی:دانشگاه میرم وکالت میخونم و تو رو چهار بار بوسیدم
ویل:باششششش بقیه میشنوننن
هالی:بشنون
دو بطری مشروب ذستش بود و هردو یک بطری را سر کشیدیم و کامل مست شدیم
هالی:دوستت دارم ویلیام بایرز
ویل:من بیشتر هالی ویلر
سرش را روی شانه ام گذاشت من هم سروم را به مبل تکیه دادم هالی سرش را برداشت و نگاهم کرد و بعد من را بوسید
ویل:نکن
هالی:عاشقتم
هر دو روی مبل وقتی سر هایمان روی هم بود به خواب فرو رفتیم
پایان فصل اول🌻🤗
𝕁𝕚𝕟𝕖 𝕙𝕠𝕡𝕖𝕣⭐️
از زبان ویل🍯
واقعا داستین خوابش میومد و خمیازه میکشید
داستین:میشههههههههههههه بخوابیممم(خسته)
ویل:همه بخوابین من بیدار میمونم
ال:چرا؟
ویل:باید مواظب هالی بمونم
مایک:لازم نکرده
ویل:برو بخواب تو پیشش بمونی تا ابد میخوابی
ال:عزیزم لطفا
مایک:باشه
من منار هالی روی مبل نشستم و بقیه به اتاق هایشان رفتند هالی به آشپزخانه رفت و کنارم نشست
هالی:میخوری؟؟(لبخند)
ویل:به سنت نمیخوره
هالی:دانشگاه میرم وکالت میخونم و تو رو چهار بار بوسیدم
ویل:باششششش بقیه میشنوننن
هالی:بشنون
دو بطری مشروب ذستش بود و هردو یک بطری را سر کشیدیم و کامل مست شدیم
هالی:دوستت دارم ویلیام بایرز
ویل:من بیشتر هالی ویلر
سرش را روی شانه ام گذاشت من هم سروم را به مبل تکیه دادم هالی سرش را برداشت و نگاهم کرد و بعد من را بوسید
ویل:نکن
هالی:عاشقتم
هر دو روی مبل وقتی سر هایمان روی هم بود به خواب فرو رفتیم
پایان فصل اول🌻🤗
- ۲۷۰
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط