.

.
داشتم در خیابان راه میرفتم
که یک ماشین با صدای خیلی بلندِ ‌موزیک اش مرا از کنارِ خیابان گرفت!!
و پرت کرد تووی خاطرات
یادم آمد چقدر ندارمت ...
به گمانم آن ماشین
عاشق آزاری داشت!
راه می افتاد در خیابان ها
و دلتنگی پخش میکرد
لعنتی...
مریم_قهرمانلو شعروگرافی عکسنوشته
دیدگاه ها (۲)

‌‌گاهی خیال میکنم باید نامه اے بنویسمبدهم پستچی برایت بیاورد...

‌‌قول داده بودیبا اولین برف به خیابان برویمو آدم برفی رویایی...

.گفته بود اولینَ‌ش “من” هستم!باورش کردمافتخار هم میکردماولین...

..جذاب ترین حادثه زندگیم رفت .دیوانه‌ی دیوانه‌ی دیوانگیم رفت...

پارت ۱۹برای چند ثانیه کامل مغزم از کار افتاد.جونگکوک هنوز خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط