با صدای زنگ گوشیم با سختی زیاد و گرایش زیاد تخت خواب که ا
با صدای زنگ گوشیم با سختی زیاد و گرایش زیاد تخت خواب که انگار منو بیشتر به سمت خودش میکشید بلند شدم و به سمت حموم رفتم....
حوله رو دور خودم پیچیدم و اومدم بیرون تا خواستم موهامو خشک کنم با صدای زنگ گوشیم که اسم ریس پارک روش بود متوقف شدم و با کلافگی گوشیو جواب دادم :«
+ سلام آقای پارک!
_ سلام ... خواستم برای امروز بهت یادآوری کنم ... بهتره گزارشت الکی نبوده باشه چون تو خبرنگاری و قراره کل مردم از این قضیه با خبر بشن ... پس بهتر شوخی یا هر چیز دیگه ای نبوده باشه....
+ ریس پارک من براتون فیلم فرستادم از اون خونه متروکه ... به وضوح دیدیذ که اونجا موجودات عجیبی بودن... من مدرک دارم ...
_ من نمبدونم دیگه ... اما بهتره راست باش...
«««با صدای بوق فهمیدم که قطع کرده برای همین چند تا فحش قشنگ و مجلسی بارش کردم و با عصبانیت گوشی رو پرت کردم روی تخت و رفتم تا مثل هر روز آماده بشم و برم توی اون جنگل متروکه و به امید اینکه گزارشم موفق آمیز باشه ....
خوشبختانه تا اونجا راه زیادی نبود و تقریباً بیست دقیقه ای میرسیدم .....
ماشین رو خاموش کردم و تجهیزات لازم برای فیلم برداری و دفتری که همیشه توی دستم بود رو برداشتم و به سمت اون خونه متروکه رفتم ...
عاشق این سوکتش بودم اما گاهی اوقات میترسیدم ....
داشتم پایه دوربین رو تنظیم میکردم تا فیلم رو ضبط کنه که با صدای چیزی که مطمعن بودم جونوری چیزیه از ترس به خودم لرزیدم و گفتم .:«+ کی اونجاست؟؟ بهتره جواب بدی اگه نه برات بد میشه!
_ عه نه بابا ... مثلا چیکار میشم؟؟
«« با شنیدن صدای بم و ترسناکش فهمیدم که چیزی به غیر از یک آدمه .... برای همون چوبی که توی دستم داشتم بیشتر فشار دادم و با صدایی که لرزش داشت گفتم...:«
+ ب...بهتره ریسک.... ن..نکنی چ...چون ....
«« یهو با نزدیک شدنش مثل باد چشمامو از ترس بستم و با دستای کسی به درخت چسبونده شدم....
اونقدر ترسیده بودم که نمیتونستم چشمامو باز کنم ....
⭐⭐
ایندفعه گذاشتم ولی پارت بعدی باید 15 لایک و ده کامنت از ده تا اک مختلف و 8تا ریپست بگیرم که بزارم
حوله رو دور خودم پیچیدم و اومدم بیرون تا خواستم موهامو خشک کنم با صدای زنگ گوشیم که اسم ریس پارک روش بود متوقف شدم و با کلافگی گوشیو جواب دادم :«
+ سلام آقای پارک!
_ سلام ... خواستم برای امروز بهت یادآوری کنم ... بهتره گزارشت الکی نبوده باشه چون تو خبرنگاری و قراره کل مردم از این قضیه با خبر بشن ... پس بهتر شوخی یا هر چیز دیگه ای نبوده باشه....
+ ریس پارک من براتون فیلم فرستادم از اون خونه متروکه ... به وضوح دیدیذ که اونجا موجودات عجیبی بودن... من مدرک دارم ...
_ من نمبدونم دیگه ... اما بهتره راست باش...
«««با صدای بوق فهمیدم که قطع کرده برای همین چند تا فحش قشنگ و مجلسی بارش کردم و با عصبانیت گوشی رو پرت کردم روی تخت و رفتم تا مثل هر روز آماده بشم و برم توی اون جنگل متروکه و به امید اینکه گزارشم موفق آمیز باشه ....
خوشبختانه تا اونجا راه زیادی نبود و تقریباً بیست دقیقه ای میرسیدم .....
ماشین رو خاموش کردم و تجهیزات لازم برای فیلم برداری و دفتری که همیشه توی دستم بود رو برداشتم و به سمت اون خونه متروکه رفتم ...
عاشق این سوکتش بودم اما گاهی اوقات میترسیدم ....
داشتم پایه دوربین رو تنظیم میکردم تا فیلم رو ضبط کنه که با صدای چیزی که مطمعن بودم جونوری چیزیه از ترس به خودم لرزیدم و گفتم .:«+ کی اونجاست؟؟ بهتره جواب بدی اگه نه برات بد میشه!
_ عه نه بابا ... مثلا چیکار میشم؟؟
«« با شنیدن صدای بم و ترسناکش فهمیدم که چیزی به غیر از یک آدمه .... برای همون چوبی که توی دستم داشتم بیشتر فشار دادم و با صدایی که لرزش داشت گفتم...:«
+ ب...بهتره ریسک.... ن..نکنی چ...چون ....
«« یهو با نزدیک شدنش مثل باد چشمامو از ترس بستم و با دستای کسی به درخت چسبونده شدم....
اونقدر ترسیده بودم که نمیتونستم چشمامو باز کنم ....
⭐⭐
ایندفعه گذاشتم ولی پارت بعدی باید 15 لایک و ده کامنت از ده تا اک مختلف و 8تا ریپست بگیرم که بزارم
- ۶۸۹
- ۰۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط