مثل باران بهارے

مثل باران بهارے
ڪہ نمیگوید ڪِے

بے خبر در بزن
و سر زده از راه برس ...
دیدگاه ها (۱)

قرارمان سَرِ میز صبحانہمن ؏شق مے آورم تو عسل ...من ڪمے مرباے...

هر صبح دلم رابہ خیالت گره مے زنمباشد ڪہ از آنخورشیدی زاده شو...

چو از بنفشہ شب، بوے صبح برخیزدهزار وسوسہ در جان من برانگیزدڪ...

بی‌خبر در بزن و سرزده از راه برس!مثل باران بهاری که نمی‌گوید...

«مثل باران بهاری که نمی‌گوید کِی؛بی‌خبر در بزن و سرزده از را...

خداے مهربانم ❤️🙏✨امشب یہ نگاهے بہ دل خستہ ے هر ڪے این پست رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط