فکت های چرت و پرت. نمیدونم چرا دارم میذارم، همینجوری.
فکت های چرت و پرت. نمیدونم چرا دارم میذارم، همینجوری.
اون اول قرار بود جای کاکاشی و اوبیتو عوض باشه و اوبیتو با بیماری مازوخیسم، مریض کاکاشی باشه ولی نظرم عوض شد چون اسم کلینیک 'اوچیها' بود.
قرار بود اونجا که ناروتو ساسکه رو کوبید تو دیوار بنده خدا راهی بیمارستان شد، ناروتو ساسکه رو تا دم مرگ خفه کنه.
قرار بود کوراما فقط یه توهم نباشه و بعدا ثابت بشه در واقع یه موجود ماورائی بوده.
قرار بود مادارا خودش مریض باشه و بشه اولین دکتر مریض.
یکی از نظرام این بود که ساسکه کل درسا رو به ناروتو یاد بده و ناروتو خودش هم بشه روانپزشک
ایتاچی قرار بود دکتر نباشه و در واقع کار شرکتی باباشو ادامه بده
اولش نمیخواستم کاکاشی و اوبیتو تو بچگیشون همو
ببینن ولی بعد نظرم عوض شد
قرار بود بعد از اینکه مادارا اوبیتو رو نجات داد، دیگه نذاره اون کاکاشی رو ببینه و حیف و میل شن
موضوع این سناریوعه رو تو خواب دیدم
قرار نبود کوراما با ساسکه دوست بشه و در واقع اگه یه موجود ماورائی بود ساسکه میخواست جنگیریش کنه
قرار بود ناگاتو هم سلولی ناروتو باشه
کلا قرار نبود داستان شادی باشه و در پایان اصلی و چیزی که تو دفترم نوشته بودم، ساسکه تصادف میکنه و میمیره و ناروتو تا اخر عمرش اونو تو توهماتش میبینه.
کلا داستان اصلی یچیز دیگه بود و الان تبدیل به یچیز دیگه شده چون نمیخواستم خودم و شماها رو افسرده کنم بره😂
اون اول قرار بود جای کاکاشی و اوبیتو عوض باشه و اوبیتو با بیماری مازوخیسم، مریض کاکاشی باشه ولی نظرم عوض شد چون اسم کلینیک 'اوچیها' بود.
قرار بود اونجا که ناروتو ساسکه رو کوبید تو دیوار بنده خدا راهی بیمارستان شد، ناروتو ساسکه رو تا دم مرگ خفه کنه.
قرار بود کوراما فقط یه توهم نباشه و بعدا ثابت بشه در واقع یه موجود ماورائی بوده.
قرار بود مادارا خودش مریض باشه و بشه اولین دکتر مریض.
یکی از نظرام این بود که ساسکه کل درسا رو به ناروتو یاد بده و ناروتو خودش هم بشه روانپزشک
ایتاچی قرار بود دکتر نباشه و در واقع کار شرکتی باباشو ادامه بده
اولش نمیخواستم کاکاشی و اوبیتو تو بچگیشون همو
ببینن ولی بعد نظرم عوض شد
قرار بود بعد از اینکه مادارا اوبیتو رو نجات داد، دیگه نذاره اون کاکاشی رو ببینه و حیف و میل شن
موضوع این سناریوعه رو تو خواب دیدم
قرار نبود کوراما با ساسکه دوست بشه و در واقع اگه یه موجود ماورائی بود ساسکه میخواست جنگیریش کنه
قرار بود ناگاتو هم سلولی ناروتو باشه
کلا قرار نبود داستان شادی باشه و در پایان اصلی و چیزی که تو دفترم نوشته بودم، ساسکه تصادف میکنه و میمیره و ناروتو تا اخر عمرش اونو تو توهماتش میبینه.
کلا داستان اصلی یچیز دیگه بود و الان تبدیل به یچیز دیگه شده چون نمیخواستم خودم و شماها رو افسرده کنم بره😂
- ۲.۸k
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط