بابا داشت روزنامه میخوند

بابا داشت روزنامه میخوند

بچه گفت: بابا بیا بازی!
بابا که حوصله بازی نداشت
ی تیکه از روزنامه رو که
نقشه دنیا بود
رو تیکه تیکه کرد و گفت :
فرض کن این  پازله…!
درستش کن!
 چند دقیقه بعد بچه درستش کرد
بابا، باتعجب پرسید:
توکه نقشه دنیا رو بلد نیستی
چطور درستش کردی؟!
 بچه گفت:
آدمای پشت روزنامه رو 
درست کردم …
دنیا خودش درست شد
آدمای دنیا که درست بشن…
 دنیا هم درست میشه   …
دیدگاه ها (۱۷)

:*⃣🔻 *⃣*⃣🔻 آرزو کن، آنچه خواهی از خدا*⃣🔺 فضل او شامل شود شاه...

🍃 🌼 🍃 🍃 🌼 خواب دیدم آمدےخواب مرا تعبیر ڪن🍃 🌼 تو بیا و قصہ ای...

ﻣﻼﮎ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺭﻧﮓﻭﻗﺪ ﻧﯿﺴﺖﻣﻌﯿﺎﺭ ﺩﻭﺳﺘﯽﺻﺪﺍﻗﺘﯽﺍﺳﺖﮐﻪﺩﻭﺳﺘﺖﺩﺭﺻﻨﺪﻭﻗﭽﻪ...

پارت چهار جونگ‌کوک از جاش پرید، ادای نامجون رو درآورد که دست...

ته ره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط