در زِ تن بردی و در جانی هنوز

در زِ تن بردی و در جانی هنوز
دردها دادی و درمانی هنوز....

#امیرخسرو_دهلوی
دیدگاه ها (۳)

‏کسی از کسی نمی پرسد:‏آهای فلانی!‏از خانه دلت چه خبر؟!‏گرم ا...

نشستم، باده خوردم، خون گرستم، کنجی افتادمتحمل می رود، اما شب...

گر هست جانی در تنم، بهرِ تو می‌دارم نِگه... #امیرخسرو_دهلوی#...

گرم بیایی و پرسی چه بُردی اندر خاک!؟ز خاک نعره برآرم، که آرز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط