.

.
شاعر شدم...
که وقتی با موی پریشان
در آغوشم پرسه میزنی
شعر مردان غریبه را
زیر گوش ات زمزمه نکنم!

اشعار آن ها ارزانی معشوقه شان
برای مژه های مست تو
حرف های این مرد شنیدنی تر است...
در آن صبحی که گویی
ناشتا شرب خمر کرده
در آن صبحی که دیشب اش....
غرق در رویای خود..
موهایت را میبافته
در حالی که
روی زانوهایش آرام گرفته بودی...
.
.
دیدگاه ها (۲)

.بگردم دورِتو، دورِ نگاهت، دورِ باطل هامرا دیوانه می خوانند،...

.سلام بانو !در سیاهی چشم‌های منپائیزِ صد ساله شدخلقِ من تنگت...

.دلم دریا، دلم باران ،دلم #پاییز می خواهدکمی حست، کمی لب های...

.گاهی اوقاتآدم ها در اوج نداریثروتمندترین آدم ها هستندیا آدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط