Scenario Sky
‧₊˚🪷✩ Scenario Sky ✩🪷₊
Night 🌚
اون شب بسیار شب سردی بود اون شب بدترین شب برای همه بود. هردوتاشون باهم دعوا کرده بودن هرکس تو اتاق خودش خوابیده بود. اون شب ات و ریندو سر پارتی باهم دعوا کردن آنقدر دعوا سخت بود که اون شب این دوتا عاشق هم دیگرو ول کرده بودن حتی بدون اون حلقه های ریندو دور ات.
نزدیک های نصف شب بود که هوا خیلی سرد شد و ریندو دلش بغل های گرم ات رو میخواست.
به سمت اتاق خواب ات رفت و بغلش کرد و بهش گفت:«عروسک من منو ببخش بهت قول میدم دیگه تنهات نزارم اونم تو این های سرد که دلم بغل گرم ترو میخواد مامی.»
ات هم گفت:«من از تو بیشتر دلم برات تنگ شده بود»و به هم ی بغل سفت دادن و ریندو انگشت سردشو روی لب های خشک ات گذاشت.
ریندو لای پای ات رو باز کرد انگشت بزرگشو فرو کرد و گفت:«مامی اگر درد داشتی بگو.»ات هم باناله های ریز ریندو رو صدا میزد و این باعث شده بود ریندو تحریک بشه و برجکش رو به دَر ا/ت میمالید تا اینکه ات گفت:«ریندو بزار برم بیکینی هایی که دوست داری رو بپوشم با لباس های توری که از توکیو گرفتیم،بزار لباس های تمیزم رو بپوشم و برات دلبری کنم مای بیبی بوی.»
اون شب بعد از دعوای بد بلاخره ریندو از دل ات در اورد. و فردا هم براش کلی بیکینی و لباس های خواب توری سفید و ساتن براش گرفت تا کامل از دلش در بیاره.🫠
✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡S C E N A R I O S K Y
#Tokyo_Revengers #سناریو🩷🌸
کوتاهه ولی خب...
با همین سر کنید✓
Night 🌚
اون شب بسیار شب سردی بود اون شب بدترین شب برای همه بود. هردوتاشون باهم دعوا کرده بودن هرکس تو اتاق خودش خوابیده بود. اون شب ات و ریندو سر پارتی باهم دعوا کردن آنقدر دعوا سخت بود که اون شب این دوتا عاشق هم دیگرو ول کرده بودن حتی بدون اون حلقه های ریندو دور ات.
نزدیک های نصف شب بود که هوا خیلی سرد شد و ریندو دلش بغل های گرم ات رو میخواست.
به سمت اتاق خواب ات رفت و بغلش کرد و بهش گفت:«عروسک من منو ببخش بهت قول میدم دیگه تنهات نزارم اونم تو این های سرد که دلم بغل گرم ترو میخواد مامی.»
ات هم گفت:«من از تو بیشتر دلم برات تنگ شده بود»و به هم ی بغل سفت دادن و ریندو انگشت سردشو روی لب های خشک ات گذاشت.
ریندو لای پای ات رو باز کرد انگشت بزرگشو فرو کرد و گفت:«مامی اگر درد داشتی بگو.»ات هم باناله های ریز ریندو رو صدا میزد و این باعث شده بود ریندو تحریک بشه و برجکش رو به دَر ا/ت میمالید تا اینکه ات گفت:«ریندو بزار برم بیکینی هایی که دوست داری رو بپوشم با لباس های توری که از توکیو گرفتیم،بزار لباس های تمیزم رو بپوشم و برات دلبری کنم مای بیبی بوی.»
اون شب بعد از دعوای بد بلاخره ریندو از دل ات در اورد. و فردا هم براش کلی بیکینی و لباس های خواب توری سفید و ساتن براش گرفت تا کامل از دلش در بیاره.🫠
✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡S C E N A R I O S K Y
#Tokyo_Revengers #سناریو🩷🌸
کوتاهه ولی خب...
با همین سر کنید✓
- ۳.۹k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط