واکسن
واکسن؟
ویو میونگ: توی فرودگاه منتظر داداش بودیم تا بیاد دنبالم مامان بابا قرار بود برن سفر کاری من و به داداش میسپردن مامان دستمو گرفته بود و منتظر بود بابا هم رفته بود بلیطارو بگیره اما من از داداش خجالت میکشیدم نمیخواستم برم پیشش
&مامان
¢جونم
&میشه من نرم خونه ی داداش برم پیش مامان بزرگ اینا
¢نه خوشگلم
&لطفا
¢(زانو میزنه تا هم قدش بشه) چرا نمیخوای بری پیش داداش
&من نمیخوام مزاحمش بشم
¢این دیگه از کجا در اومد در ضمن تو قرار بود بری پیش مامان بزرگت اما داداشت خودش اصرار کرد که تو بری پیشش میدونی اون چی میگه
&نه چی میگه
¢میگه من خیلی خیلی میونگ رو دوست دارم اما احساس میکنم اون ازم میترسه چون همیشه ازم فاصله میگیره
&آخه من نمیخوام ناخواسته ناراحتش کنم واسه همین
¢خوب عزیزم داداشتم اومد
-سلام مامان سلام فسقلی(میونگ و بغل میکنه )
¢&سلام
¢خوب پسرم بابام اومد ما دیگه بریم میونگ داداشتو اذیت نکنی ها
-نه اذیت نمیکنه باشه پس خداحافظ
&خداحافظ
-خوب خوشگلم بریم تو ماشین
&بریم
-اهان وایسا کمربندتم ببندم خوب
&ممنونم
-خواهش میکنم چقدر لباس و مدل موی جدیدت بهت میاد
&عا واقعا
-اره شبیه پرنسسا شدی
&(لپاش از خجالت سرخ میشه)
-لپشو میبوسه)
&داداش
-جون دلم
&میگم شما اذیت نمیشین که من میام خونتون
-نه قوربت من برم معلومه که نه
&باشه
-چرا اینو پرسیدی
&هیچی
-بگو عزیزم
&من اصلا دلم نمیخواد شما رو اذیت کنم یا که مزاحمتون بشم
-فندوق چرا اینطوری میگی کوچولوی من،من خیلی ترو دوست دارم وقتی فهمیدم قراره بیای خونه ی من از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم ولی اگه تو دوست نداری پیش من من باشی میتونم ببرمت پیش مامان بزرگ(اینو ناراحت میگه)
-نه نه من خیلی دوست دارم پیش شما باشم
-پس بزن بریم(خنده میاد رو لباش)
ادامه دارد...
🤍اسلاید دوم و سوم مدل مو و لباس میونگ هستش البته موهاش بلند تر و مشکی هست🤍
ویو میونگ: توی فرودگاه منتظر داداش بودیم تا بیاد دنبالم مامان بابا قرار بود برن سفر کاری من و به داداش میسپردن مامان دستمو گرفته بود و منتظر بود بابا هم رفته بود بلیطارو بگیره اما من از داداش خجالت میکشیدم نمیخواستم برم پیشش
&مامان
¢جونم
&میشه من نرم خونه ی داداش برم پیش مامان بزرگ اینا
¢نه خوشگلم
&لطفا
¢(زانو میزنه تا هم قدش بشه) چرا نمیخوای بری پیش داداش
&من نمیخوام مزاحمش بشم
¢این دیگه از کجا در اومد در ضمن تو قرار بود بری پیش مامان بزرگت اما داداشت خودش اصرار کرد که تو بری پیشش میدونی اون چی میگه
&نه چی میگه
¢میگه من خیلی خیلی میونگ رو دوست دارم اما احساس میکنم اون ازم میترسه چون همیشه ازم فاصله میگیره
&آخه من نمیخوام ناخواسته ناراحتش کنم واسه همین
¢خوب عزیزم داداشتم اومد
-سلام مامان سلام فسقلی(میونگ و بغل میکنه )
¢&سلام
¢خوب پسرم بابام اومد ما دیگه بریم میونگ داداشتو اذیت نکنی ها
-نه اذیت نمیکنه باشه پس خداحافظ
&خداحافظ
-خوب خوشگلم بریم تو ماشین
&بریم
-اهان وایسا کمربندتم ببندم خوب
&ممنونم
-خواهش میکنم چقدر لباس و مدل موی جدیدت بهت میاد
&عا واقعا
-اره شبیه پرنسسا شدی
&(لپاش از خجالت سرخ میشه)
-لپشو میبوسه)
&داداش
-جون دلم
&میگم شما اذیت نمیشین که من میام خونتون
-نه قوربت من برم معلومه که نه
&باشه
-چرا اینو پرسیدی
&هیچی
-بگو عزیزم
&من اصلا دلم نمیخواد شما رو اذیت کنم یا که مزاحمتون بشم
-فندوق چرا اینطوری میگی کوچولوی من،من خیلی ترو دوست دارم وقتی فهمیدم قراره بیای خونه ی من از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم ولی اگه تو دوست نداری پیش من من باشی میتونم ببرمت پیش مامان بزرگ(اینو ناراحت میگه)
-نه نه من خیلی دوست دارم پیش شما باشم
-پس بزن بریم(خنده میاد رو لباش)
ادامه دارد...
🤍اسلاید دوم و سوم مدل مو و لباس میونگ هستش البته موهاش بلند تر و مشکی هست🤍
- ۱۲.۷k
- ۲۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط