بیـــــــــــا ...

بیـــــــــــا ...

"تــــــــو" که "می آیــی"...

تمــام "دردهــــایم" را می پیچـــم میـان پوششی از بـرگ پاییزی

و می گــذارم بین"دســـت هایم"

تا بسپــــارمشان به بــــادها

"تـــــــو" که "می آیــی"

سمفـــونی ِ بـــاد و بــاران

و رقــــص ِ برگ ها "مَستــــــم" می کنـد

"تــــو" که ""نیستــی"" ؛؛دَردهــــایم؛؛چقـــــــدر "درد" دارند...
دیدگاه ها (۱)

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

F

🍁🍂 #پاییز من اے ڪہ تجلے گاہ هر آن‌چہ در عشق نهفتہ استاز شورو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط