سرد یا مهربون

سرد یا مهربون؟
پارت چهارم
کوک قبلا اصلا اینطوری نبود برای این انقدر سرد شده که مامان باباش جدا شدن و هر دو ولش کردن و رفتن ازدواج کردن
ا/ت:آخی چقدر بد
همون لحظه کوک میاد داخل
کوک:صداتون رو شنیدم تهیونگ دربارهی من صحبت نکن(با عصبانیت) ا/ت لطفا با من بیا
ا/ت:بابت غذا ممنونم تهیونگ
کوک من رو چسبوند به دیوار و دستش رو زد به دیوار و بهم نزدیک شد...
دیدگاه ها (۱۰)

سرد یا مهربون؟پارت پنجمکوک:حداقل اگر میخوای درباره ی من صحبت...

سرد یا مهربون؟پارت ششمآقای مدیر اومد سر کلاس و گفت فردا یه ا...

تکپارتی جونگکوک ویو ا/ت: تقریبا یک سال هست که میشناسمش این چ...

سرد یا مهربون؟ پارت سوماز حیاط رفتیم و رسیدیم به غذا خوری.ته...

Part 12ا،ت ویو باورم نمیشه چقدر احمق بودم که باورم شد جونگ ک...

معرفی:نام رمان: زمان، همه چیز را، تغییر می‌دهد معرفی ا/ت 21 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط