وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند

وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه می ماند
غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی
غیر از غباری در لباس تن چه می ماند
از روزهای دیر بی فردا که می آید
از لحظه های رفته ی روشن چه می ماند
از من اگر کوهم اگر خورشید اگر دریا
بی تو میان قاب پیراهن چه می ماند
بی تو چه فرقی می کند دنیای تنها را
غیر از غبار و آدم و آهن چه می ماند
وقتی تو با من نیستی از من که می پرسد
از شعر و شاعر جز شب و شیون چه می ماند
دیدگاه ها (۷)

در زدی پدر ولی، پشت در کسی نبودکاش دست نرم باد در به روت می ...

متن کامل پست آسانی و تیکه به رامین: ما آن‌قدر کوچکیم که بخوا...

شهدا نفس خدا هستند 🤲 رودشعر فارسی آیات غمزه هر که را صبح شها...

پروانه جان

حالی به باغ نیست

#Repost amirreza_davodi منبع ——وُلتِر از نامدارترین فیلسوفان...

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط