معامله ی عشق

《 معامله ی عشق 》
پارت ۸

( فردا صبح )
از خواب که پاشدم رفتم دست و صورتم رو شستم ، امروز کاری نداشتم پس رفتم که یکم قدم بزنم و یه تیکه صبحونه خوردم و رفتم بیرون ، سوار ماشین شدم و رفتم کنار یه پارکی که وسطش دریاچه بود .
داشتم قدم میزدم که یه مجتمع مسکونی دیدم ، خیلی خوب و بزرگ بود .
من و میا قبل از این ماجرا قرار گذاشتیم که یه خونه بخریم و باهم زندگی کنیم اما هنوز وقت نکردیم که یه جای خوب پیدا کنیم ، به میا زنگ زدم که بیاد اینجا و باهم به اونجا نگاه کنیم چون در حال فروش بود . میا اومد و باهم یه نگاهی کردیم خیلی خوب بودن ، دوتا پنت هاوس داشت . از اون جایی که خیلی بزرگ بود مجبور بودن به ۲ قسمت تقسیم کنن که قابل خریدن باشه .
من و میا بعد ۲ روز تحقیق دیدیم که ارزش خریدن داره و باهم اون خونه رو خریدیم .
تا برای خونه وسایل بخریم و اونجا رو درست کنیم درست یه هفته از روزی که مایک رو دیدم گذشته بود .
( صبح روز بعد )
از خواب پاشدم و رفتم سمت آشپز خونه میا داشت صبحانه می خورد من رو دید .
میا :  صبحت بخیر ، بیا یکم صبحانه بخور .
جنا : باشه ، برم صورتم رو بشورم و بیام .
میا : باشه ، راستی من امروز دیر وقت میام .
جنا : چرا ؟
میا : قراره با بردن برم بیرون ، نگفت کجا میریم ولی گفت قراره خیلی دیر برگردیم .
جنا : باشه پس ، مواظب خودت باش .
رفتم دست و صورتم رو شستم و با میا صبحانه خوردم و بعدش میا رفت . از اون جایی که امروز کاری نداشتم رفتم پارک کنار خونه و کمی قدم زدم بعد نیم ساعت خسته شدم و رفتم سمت خونه . کنار آسانسور منتظر بودم که ...

امیدوارم خوشتون بیاد

شرط برای پارت بعد :
۶ تا لایک + کامنت حتما بزارید
دیدگاه ها (۵)

من ENFP هستم ، عرررررر فالو ؟ لایک ؟

《 معامله ی عشق 》 پارت ۹ کنار آسانسور منتظر بودم که یه نفر کن...

《 معامله ی عشق 》پارت ۷ بدنش خیلی رو فرم بود کلی عضله داشت و ...

<<< فالو ؟ لایک ؟

《 معامله ی عشق 》 پارت ۳ جنا : باشه ، پس میریم .میا :  اوکی ،...

《 معامله ی عشق 》پارت ۲ داشتم میرفتم که جسپر رو دیدم و از ماش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط