درکار خدا مانده ام ...

درکار خدا مانده ام ...
نمیدانم تورا افریده تا نـفس من باشی یا من درهوای تو نفس بکشم ...چه حکــمـتی دارد نمیدانم چه سری ست این حل شدن عسل چشمان در ان قهوی تلخ قجری...
در عجبم از جعد مردانه ی موهایت که غرقم میکند در اسمان مشکی پیراهنت ...اخر میدانی من دانه دانه روزهای زندگیمان را در ان پیراهن زیبای مردانه ات میبینم...
سردرگمم از جذبه ی مردانه ات وقتی عاشقانه نه ،مهربانانه نه ،مجنونانه نوازشم میکنی ...
اخ که به قربان خدایت بروم چه سرگردانی شیرینی در من کاشته...






#بانوی پاییزے
دیدگاه ها (۱)

دلتنگ که میشوم در خیالم دانه دانه خیابان های شهر را با تو قد...

میون خاطرات من قشنگ ترین خاطرمی....#بانوی پاییزے

غم دقیقا انجاییست که بخواهی دوست داشته باشی اما این قلب لعنت...

#بانوی پاییزے

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط