حکیمی از شخصي پرسيد:
حکیمی از شخصي پرسيد:
روزها و شب ها يت چگونه مي گذرد؟ شخص با نا راحتي جواب داد : چه بگويم ، امروز از گرسنگي مجبور شدم کوزه ي سفالي که يادگار سيصد ساله ي اجدادم. بود بفروشم و ناني تهيه کنم...
حکيم به او گفت : خداوند روزي ات را سيصد سال پيش کنار گذاشته و تو اينگونه ناشکري مي کني؟!!
روزها و شب ها يت چگونه مي گذرد؟ شخص با نا راحتي جواب داد : چه بگويم ، امروز از گرسنگي مجبور شدم کوزه ي سفالي که يادگار سيصد ساله ي اجدادم. بود بفروشم و ناني تهيه کنم...
حکيم به او گفت : خداوند روزي ات را سيصد سال پيش کنار گذاشته و تو اينگونه ناشکري مي کني؟!!
- ۳۵۵
- ۲۳ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط