تمامِ دلتنگی هایم را برایش نوشته ام؛

تمامِ دلتنگی هایم را برایش نوشته ام؛
خط به خط...
روز به روز...
ساعت به ساعت...
اما میترسم!
میترسم از اینکه بخواند و با پوزخندی از کنارش رد شود!
میترسم از اینکه بخواند و با یک "مرسی" گفتن،
تمامِ تصوراتم را خراب کند!
میترسم از اینکه یک نفر قبل از من،
تمامِ اینها را برایش گفته باشد!
شجاعتم تا همین حد بود؛
"برایش نوشتن"
من جراتِ ارسالش را ندارم!
#علی_قاضی_نظام

@AliGhazinezaam
دیدگاه ها (۲)

استشمام میکنمتمامِ آدمهای شهر را...مبادا بوی تنَت،رویِ تنِ ک...

چرا لایک نمیکنین خا

لبخندِ تومرا حسود ترین مرد دنیا می کندبیمار خنده های تو امام...

😍

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۹ده روز بعد، زندگی توی عمارت آرا...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۱۷بهار شد.برف آب شده بود. باغچه ...

TOW BROKEN THINGS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط