فیک رنگ های درد

فیک رنگ های درد
پارت ¹³


[سکوتِ پر از معنا، مثل یک پرده‌ی نازک که بین خاطرات و واقعیت کشیده شده.]

تهیونگ (بعد از لحظه‌ای مکث): می‌دونی... بعضی وقت‌ها درد، رنگ داره.
رنگ‌هایی که فقط آدم‌هایی که درد کشیدن، می‌تونن ببیننشون.

[ا.ت سرش رو به آرامی تکون می‌ده، انگار داره حرف تهیونگ رو با تمام وجودش درک می‌کنه.]

تهیونگ (ادامه می‌ده): رنگ‌های درد... همیشه سیاه و غمگین نیستن.
گاهی قرمزِ خشم،
گاهی خاکستریِ سکوت،
و گاهی هم سفیدِ اشک‌هایی که نمی‌ریزن.

[ا.ت دست تهیونگ رو می‌فشاره، مثل یه قول ناگفته که هر دو دارن.]

ا.ت (با اطمینان): و هر رنگی که باشه، ارزش دیدن داره.
چون تو اون رنگ‌ها زندگی کردی، جنگیدی، و هنوزم ایستی.

[تهیونگ لبخند کمرنگی می‌زنه، اشک‌هایش به آرامی جاری می‌شن، اما این بار سبک‌تر، مثل رهایی.]
دیدگاه ها (۰)

فیک رنگ های درد پارت ¹⁴[تهیونگ چشم‌هاش رو باز می‌کنه، نگاهش ...

فیک رنگ های درد پارت ¹⁵[صدای بارون کم‌کم نزدیک‌تر می‌شه، قطر...

فیک رنگ های درد پارت ¹²[تهیونگ هنوز به دست ا.ت نگاه می‌کنه ک...

فیک رنگ های درد پارت ¹¹[شب شده. نور زرد کمرنگ چراغ مطالعه، ف...

دوست دختر اجاره ای

سه پاتر(درخواستی) P3

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟑𝟖حوصلم سر رفته بود خودم رو با چیزای چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط