مـــــا ...

مـــــا ...



دو نـفـــــر بـودیـــــم ...



بـاد کـــه آمـــــد ...



یکـــــی رفـتــــــــــ ...



و خـــــاطـــــره شـــــد ...



یکـــــی مـــانـــــد ...



تـا خـاطـراتـش را مـرور کنـد ...
دیدگاه ها (۱۲)

هر وقت تصمیم میگیرم ...تو را فراموش کنم ..." صبر " می آید .....

ﺑـﺎﻭَﺭﺕ ﻧـﻤـﯿـﺸـہ ...ﻭَﻟـے ﻣَـﻦ ﻫَـﻤـﯿـﺸـہ ...ﻏَﻢ ﺩﯾـﺪَﻡ ......

روزگــار نـبـودنـت را ...بـرایـم "دیـکــتــه " مـیـ ـکـنـد ....

چای مینوشیدم…یکباره دلتنگ شدم ...بغض کردم ...و اشک در چشمانم...

گاهی چشم‌ها را روی یک رویا می‌بندیم،اما خاطره‌اش هر شب در دل...

هزار طایفه آمد، هزار مکتب رفت و ماند شیعه که قال الامام صادق...

یکی بود...که دوستم نداشت.شب، آن‌قدر طول کشیدکه انگارصبح هم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط