تویی

تویی
در دیده‌ام
چون نور و
محرومم ز دیدارت!

نمی‌دانم
زِ نزدیکی
کنم فریاد ، یا دوری؟
دیدگاه ها (۱)

در ایـن طـوفان ڪہ ماهے هـمبہ دریـا دل نخواهـد زدڪجا با ڪشتی ...

خستـــــــــہ ام انقدر خستـــــہ کہ نہ ناے دل کندن دارم نہ د...

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...آنقَدَر حسرت دیدار تو دار...

صبح یعنیشروع تپش های تودر نبض عاشقی هایمصبحت بخیر !روشن ترین...

ز تو دیده چون بدوزمکه تویی چراغ دیدهز تو کی کنار گیرمکه تو د...

مهر رخسار تو می تابد ز ذرات جهانهر دو عالم پر ز نور و دیده ن...

دوری، اما هر روز در فکر منی. بی‌ادعا، بی‌چشم‌داشت، درست مثل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط