رفاقت را از دست فروش بازار نخریدیم؛ آن را در کوچه های خاک

رفاقت را از دست فروش بازار نخریدیم؛ آن را در کوچه های خاکی محله مان یادگرفتیم پس خوب میدانیم؛ برای کدام رفیق زمین بخوریم که از زمین خوردنمان شاد نگردد بلکه دست خاکیمان را بگیرد و از زمین بلندمان کند.
دیدگاه ها (۲)

خدایم را دوست دارم و باوفاتر از او سراغ ندارم، به رسم همین و...

حکایت رفاقت حکایت سنگ های کنار ساحله اول یکی یکی جمعشون میکن...

لبو فروشها تابستان استراحت دارند بستنی فروش ها زمستان بیچاره...

ما ز هر صاحبدلی یک رشته فن آموختیم عشق از لیلی و صبر از کوهک...

🌸 دوست🌸زندگی ما پر از آدم های معلّق است. آدم هایی آویخته از ...

انتخابات آبانماه کنگره آمریکا خیلی برای ترامپ مهم است/ او حت...

قسمت ۲: سایه‌ی سنگینِ تغییرهوا ابری بود و آسمان سئول رنگی مت...

🔴افاضات عجیب بانی «دختران کوچه غم»سال‌ها پیش سازمانی تشکیل ش...

#رفیق#رفیق_خوب #روزهای_سخت#رفاقت #سختی‌ها #مشکلات#زیبا #خاص ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³⁴جونگکوک با تمام سرعت میا...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

این موضوع، وزنِ سنگینی را به تنهایی بر دوشِ هر پنج نفر اضافه...

نقطه صفر مرزی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط