خیر سرمون رفتیم شمع روشن کردیم حاجت بگیریم

خیر سرمون رفتیم شمع روشن کردیم حاجت بگیریم

یه زنه هم اومد شمعشو پیش شمعای من روشن کرد

بعد شمعش افتاد رو شمعای من حاجتا قاطی شد الان حالت تهوع بهم دست داده :|
دیدگاه ها (۱۳)

رومان عشق پنهانی (پارت8)

(دلداده) رسیدم به خونه یونا از ماشین پیاده شدم و رفتم در زدم...

رومان عشق پنهانی (پارت4)

پارت ۴

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p18اونجا دیگه یه ...

سوال کدوم گوری بودم بچه ها حالم خیلی بده طوری که وقتی سرفه م...

رومان عشق پنهانی (پارت11)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط