دگر عاشق نخواهم شد ...

دگر عاشق نخواهم شد که از این واژه بیزارم
دگر با کس نمی گویم عزیزم دوستت دارم
دگر یادت مرا با خود نخواهد برد از این دنیا
دگر از دوریت چون ابر نمی گریم نمی بارم
وصال تو ، عشق تو خوابی بود بس شیرین
دگر باید پذیرفت این حقیقت را که من بیدار بیدارم
چرا دل را ندادی تو به این دیوانه ی رسوا
تو که دیدی چگونه من به عشق تو گرفتارم
نمی دانم در آن لحظه چرا گفتی خداحافظ
دگر دل خوش مکن حتی به دیدارم
دیدگاه ها (۴)

' شـــک نکن ' دنیا همینه :مـرد بودن ' دَرد ' دارد ..... نامر...

دل بسته تو هستم لازم به گفتنی نیستمهری که با تو بستم هرگز شک...

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

مثل تو..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط