دلم تنهایی میخواهد
دلم تنهایی میخواهد
از نوعِ دو نفره اش
از آن تنهایی ها که گوشی را برداری
بگویم کجایی؟ چه میکنی؟
بگویی خانه و هیچ کار
بگویم آماده باش می آیم با هم قدم زنان به یک کافه برویم
بی چون و چرا گوشی را بگذاری و مشغولِ آماده شدن بشی
بیایی... دستم را بگیری چیزی نگویی
سکوت باشد میانمان
به کافه برویم... یک میزِ دو نفره ی کوچک انتخاب کنی
بگویی
چای یا قهوه ؟
و بی آنکه منتظرِ جوابم باشی زیرِ لب بگویی
چای
.
بنشینیم رو به رویِ هم
بی هیچ حرفی دستانم را بگیری
نگاهم کنی
نگاهم را بدزدم
بخندم
بخندی
بمانم
ب.م.ا.ن.ی
از نوعِ دو نفره اش
از آن تنهایی ها که گوشی را برداری
بگویم کجایی؟ چه میکنی؟
بگویی خانه و هیچ کار
بگویم آماده باش می آیم با هم قدم زنان به یک کافه برویم
بی چون و چرا گوشی را بگذاری و مشغولِ آماده شدن بشی
بیایی... دستم را بگیری چیزی نگویی
سکوت باشد میانمان
به کافه برویم... یک میزِ دو نفره ی کوچک انتخاب کنی
بگویی
چای یا قهوه ؟
و بی آنکه منتظرِ جوابم باشی زیرِ لب بگویی
چای
.
بنشینیم رو به رویِ هم
بی هیچ حرفی دستانم را بگیری
نگاهم کنی
نگاهم را بدزدم
بخندم
بخندی
بمانم
ب.م.ا.ن.ی
- ۳۱۹
- ۰۳ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط