ای عشق در آتشِ تو فریاد خوش است...

ای عشق در آتشِ تو فریاد خوش است...
دیدگاه ها (۲)

پیشه ام نقاشی است گاهگاهی قفسی میسازممی فروشم به شماتا به آو...

شب تا سحر، من بودم و لالای بارانچشمان تبدارم نمی‌خفت،‌او، هم...

از من ای محبوب من با یک من دیگرکه تو او را در خیابانهای سرد ...

من،روی نیمکتِ باران‌خورده‌ای اینجا،رو به آوازِ یکی دو دیوانه...

روزی که تو قلبم راحت پا گذاشتی

اسم عشق اتش بازی دارهقسمت ۳۶درحال پخش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط